کابل از چپ شد
پدرم استغفرالله کمونیست بود
که خواب یک ماهی سرخ را
انقلاب کرده بودند درحوالی 63
درست کنار کتابفروشی بیهقی
سه مسجد دیگر هم برنره آفتاب
شمشیر های آخته ی ابومسلمی ها
عربی میخوابیدند ماهیان سرخ خواب های
که پدرها یااستغفرالله کمونیست
ویا نیست بودند.
ووقتی پدرم دوبار کمونیست بود
دعای شبش بلندتر به گوش آویزانش کرده بودند
وکرده بودند.
ومادرم میگفت
"پدرم نیست بوده"
تا اینکه مهربرپیشانی
مهردار شدو چکش کوپی کشی اش را
کنار همان سه مسجد دیگرهم!
به دار آویخته شدند.
حالا تمام ماهیان سرخ خواب های ابومسلمی ها هم نیست شدند.
تاکابل از چپ شد
تا جمهوری از کف پای ملاعمر پرید
وپدرها باردیگر
برگرسنه گی کمونیست شدند
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۶/۰۱/۲۵ ساعت 9:13 توسط مسعود حسن زاده
|