اولین نشست ادبیات پُُست مدرن درانجمن قلم افغانستان(کابل)
ها راستی! بزودی ترجمه شعر های تریستان تزارا را در این وب خواهید خواند.که حاصل اولین تجربه های جدی من در ترجمه است.
این هم نوشته سید عاصف حسینی
شاید همین هم از نشانه ها باشد که نمی دانم چندم کدام ماه بود، اما به یاد است که عصر یکی از پنجشنبه ها بود که برای نخستین بار گفتمان (پست مدرنیسم) را شنیدم. سال ها می شد که از این گپ و گفتار دور شده بودم و در هیاهوی سیاستزده کابل غرق شده بودم. وقتی دکتر سمیع حامد و پس از آن مسعود جان حسن زاده گپ و گفت را در این مورد شروع کردند، یک لحظه برگشتم به آشپزخانه در دری و کافی شاپ های دنیای مهاجرت .
گفتمان پس از خواندن چند شعر که ناگزیر متهم به پست مدرنیستی شده بودند، با پرسش و پاسخ های مهمان و میزبانان شاعر ادامه یافت.
در فضای نامتعین و نامشخص افغانستان که نه می توان آن را دوران سنت نامید، نه مدرن، پست مدرنیسم هیجانی را منتشر کرد. شاید دقیقا بتوان فضای اکنون جامعه افغانستان را به دوران پست مدرنیسم تعبیر کرد. مهمترین مشخصه ی پست مدرنیسم که (عدم قطعیت ) است، در کوچکترین نشانه های رفتاری جامعه، در اقصاد و حتی لباس پوشیدن مردم نوعی التقاط گرایی پست مدرنیستی را جلوه می دهد.
مرد افغان پیرهن تنبان وطنی می پوشد، در جیبش جدیدترین موبایل همراه قوطی نصوار، در مچ دستش ساعت طلایی رادو، ریش بلند نامنظم و موتر 2006 لکسز تابلوی پست مدرن اجتماع را فاش می کند. یک افغان به همان اندازه که به موبایلش اعتماد دارد به همان پیمانه به تعویذ گردنش باور دارد. زندگی اش سرشار از فیزیکی است که غرق در باور متافیزیکی و مقدس است. هیچ چیز قطعیت ندارد. وقتی که موتر خراب شد باید دعا خواند و بعد چند چف ملایم .
خلاصه این که گفتمان پست مدرنیسم و به ویژه شعر و ادبیات پست مدرن فارسی در انجمن قلم افغانستان آغاز خوب و شاید هم ناوقت و دیر از باوری بود که می تواند، راه مباحثه و گسترش این گونه گفتمان های جدی در عرصه ی هنر و فلسفه را سبب شود.
برای مسعود آرزوی موفقیت و از انجمن قلم تشکر می کنم.
سید عاصف حسینی
یکی از روزهای تابستان – کابل