آنچه در ادامه ميايد. نامه ي دوست جديد ايراني من جناب كوروش همه خاني ست. اهميت اين نامه به اين دليل است كه ۴ روز قبل به دنبال نشر شعري براي علي عبدالرضايي درين صفحه شخصي دربخش كامنت از نام ايشان سوء استفاده كرده و فحاشي كرده بود. اين جناب فحاش فكر مي كرد سكه تمام شگرد هاي تازه شعري به نام علي عبدالرضايي خورده است. هرچند از شيوه نثر وشيوه استدلالش كاملن مشخص بود كه بي سواد است و احتمالن جز پادوهاي سياسي جناح هاي ناسيوناليست ايراني بود. پس از خواندن آن كامنت در يك اي ميل از جناب كوروش همه خاني خواستم كه درين مورد توضيح بدهند. آنچه درادامه مي خوانيد ابتدا اي ميل من ودر ادامه جواب ايشان است.
سلام جناب كوروش همه خاني
> من مسعود حسن زاده همان شاعر افغانستاني هستم كه به زعم شما جمهوري اسلامي از من براي كوبيدن علي عبدالرضايي استفاده مي كند
> نكته اول اين كه خانم خالده فروغ يكي از بهترين دوستان من هستند جداي از اين خالده شخصيتي ست كه حتا صرف نظر از كارها وفعاليت هاي گرانبهايش نازنين ترين زني ست كه من در عمرم ديدم. شما كه دردنياي باز زنده گي مي كنيد بهتر از من بايد بدانيد كه ويرايش نظرات وب لاگ وظيفه من نيست.
واما درمورد شعري كه به عبدالرضايي تقديم شده است. من شك دارم دقيق خوانده باشيد.وشايد هم آنطور كه شعر هاي خودتان نشان ميدهد ازين فضاها بدور هستيد.اگر به نظر شما آوردن نام اعضاي جنسي وحتا كلمات ركيك در شعر فحش دادن محسوب مي شود من پيشنهاد مي كنم قبل از قضاوت مقداري با شعر امروز آشنا كنيد خودرا.نكته ديگر اين كه آنچه من مي نويسم نه تنها شباهتي به كارهاي علي عبدالرضايي ندارد كه كاملن خلاف جهت او حركت مي كند. كارهاي من قبل از همه معطوف به وضعيت ادبي ست كه آن را نفس مي كشم.حالا شايد درين ميانه گاهي شباهت هاي خلق شود كه كاملن طبيعي ست.چون بخشي از دغدغه هاي عبدالرضايي با من مشترك است. ازجانب ديگر آنچه را كه شما ها اكنون به نام عبدالرضايي سكه مي زنيد حاصل كار جدي ده ها شاعر ايراني سركوب شده است كه توانايي وميل سازش با جريان هاي سياسي بدنام براي خارج شدن از ايران را نداشته اند. من مطمينم اگر كوچكترين آن شاعران مثلن محمد حسن نجفي اگر درسطح صفحات انترنت مطرح شود هم عبدالرضايي وهم تعداد بيشمار ديگر مجبور مي گردند اين فضاي ايستا وفريز شده را رها كرده وبه رياضتي تازه رو بياورند.با همه اين ها من به عبدالرضايي وكارش احترام قايلم و تعدادي از شعر هايش را نيز دوست دارم اما نه به آن پايه كه دردستور كار شاعري من قرار بگيرد.
> اين نامه را به اين دليل نوشتم كه گفته باشم احترام دارم به هركسي كه پيرامون من وكارهايم چيزي بنويسد.
> خوش باشيد
> مسعود حسن زاده .
shaere garami ,v m0htaram aghye hasan zade .
ba ehteram v dorosdhaye garm .aval az hame yek moye afghaniha ra ba sadha hezar shaere dar iran k ahle ghibat v tohmat zadan mibashad avaz nmikonam.zemnan man b jane kalame k rishe dar khone asheghan darad .man 4 mahe ba donyae sher v shaeri bedrod gofteam.v ghole ensani midam k nazanini mesle shoma k vaght gozashte v baram in nameye ba mohabat v boland ra neveshte ghabele ehteram khahad bod.man nmidanam k shere shoma koja chap shode v ay kash zekr mikardid .zemnan man dar tamame donya hodode angosht shomari shagerd daram har chand khodam shagerd hastam v hamegi etefaghe nazar darand k man ba donyae sher b khatere ghibatha v kamenthai k barayam migozarand ,delsard shode v javabe shere digaran ra nmidaham.hala agar az man kamenti dideid 100% yaghin bedaraid in haghir ahle in nekbat bazi ha nistam .v agr khodaye nakarde shoma narahat shodeid .man ozr mikhaham az tarafe onha k shomara narahat kardeand.onha ra mibakhsham k mano shomara mikha,hand az donyae sher delsard konand.ehterame mara nesbat b khodet v kalamatet mahfoz bedar .az dor dastat ra mifesharam v montazer k in namaro dar har ja k mikhahi chap kon.
ba mehr korosh hamekhani soed
www.Sibeabi.org
Korosh Hamekhani
