با دوشعر تازه برگشتم
مرگ عمومی

دهان های تیره از های های شبی تاریک
برگُرده های ازهای های جبراییل
برجبراییل ازدشتی برگُرده های های تر
چه خوابناک تصور شبی بربالین کرمی که می لولد
ومی لولد تر ازآن
زمین ،عکس نشسته ی خلطی
وما از هم چه خوب تا شمارش بعدی
تا مرگ چه خوب
وچه از خوب تر شبی بربالین تر
ما وما درخیابان درازی
کنار همین خواب
از دل دریدهء صبحی
نمی رسد از بس رفته ایم
حدقه های تا کجا نازنینی بوده ایم
از گشاده شده ایم
ورفته ایم از بس تا
دست های مان پرگار های شکفته ی سردی
درمیان می ماند این حدقه های نازنینیم
جنین ها از عکس ها فرو نمی افتند
بر بالین کسی هیچ جنین مقدسی میان دوشیار سرخ
هیچ اتفاق خاصی
از بس می افتد نمی افتد
افتاد
...
ما چوپان راز های مان شده تا حالا
از خواب برنمی خیزد این راز سربه مُهر
فقط می افتد
بر دهان های تیره
از های های شبی تاریک
در میگذریم بربلندای اسپی ازچوبی نر
می نشینیم بر پستان های خون آلود
بر شناسنامه ها مان
عکس گوره خری
بی فعل
بی کودک
بی جغرافیا
شده ایم از بس نشد تا برگردیم دیگر برما میگردد
انگشت برهنه شب
در ما فرو میرود از شرم که نیست انگشت دیگر
فروتر
یک جفت چکمه گل آلود
جای چشمهای کودکی
میگذاریم تا خوب فرو رود برپستان های
دقیقن می نشینیم تا اسپی از چوبی نر
دقیقن تا آخر جمله
دقیقن تا آخر
درما فرومی رویم
شناسنامه نوعی کارخانهء خراسگری ست
تجزیه میشود میان بوسه هاو خاطره ها
شعر هم چیز خوبی ست
مثل تمام نشانه های جنسی دیگر
ودر حلقوم، خبرهای تازه ای
کوفی عنان
بوی الکُل صنعتی می دهد
می دهد تا فلسطین
نوعی جوراب بویناک
نوعی خبر بعد از مرگ
هیچ مردی بر بالین مردی باشد
تا در های های شبی تیره نخوابیده است
از مرگی اینچنین نمی میرد
نمی میریم
..............................................................
تمام روز روی پای که نمی ایستم
تا خواب های ایستاده ی خوبی
از اول ازتو
بیشمار در عکس های زنی
که در بیضه های دیگر خواب های ایستاده بزرگ تری
میگذرد از میان وازبیشمار از اول
وحالا تمام تر از ایستاده تر
من در عکس های شبیه زنی
خواب های خوب می شوم
از دره می افتم بردامان
که بیشمار دربیضه های دیگر
تمام تر
چه حس خوبی
با بیضه های پُر از میان شهر های پُراز بیضهء پُرمادرو معشوقه پُراز میان
که تو باشی که عاشقت باشد که میگذری ازبدون
از بیضه پُرعاشق ات باشند از همه
تنها تومیگذری ازشهر
وبه نوعی ضمنن خواهش از تو ازتو
وگرنه از تو که گذشته ست
فرقی نمی کند

